|
توجه : روی سخن این نبشتار با هیچ ترک
زبان یا ایرانی آذربایجانی نیست که من نیز
از ایشانم و تنها نقدی است کودکانه و دلسوزانه بر اندیشه ای وارداتی که در تلاش
است با یدک کشیدن عناصر فرهنگی و نام ما آذری ها به سود بیگانه کار کند و در این
راستا از احساسات پاک عده ای علاقمند به فرهنگ بومی آذربایجان نهایت سو استفاده را
می کند.در هر حال اگر سخنی به گزافه راندم به بزرگی خود ببخشید و با نگرش خود در
راه بهینه شدن یاری کنید. بنام خداوند مهربان که جز مهر و راستی
آدمیان را نفرمود و بجز ازسر زیبایی و نیکی چیز نیافرید و دانایی بی مانندش جهان
را روشن ساخت و توانایی یکتایش هستی را هست کرد. سالیان دراز است که دسته ای با داعیه
مردم گرایی و پشتیبانی از خلق و فرهنگ بوم خود در راستای نابودی خانه همه ما و
میهن مادر ایران گام بر می دارند، روزی بر بنیاد سود شوروی و کمونیست ها دست به
خانه سوزی می زنند و روزی دگر به سود اسرائیل و امریکا و کشور نقاب واره آنان
ترکیه و در این راستا از هیچ دروغ و فریبکاری ترسی به خود راه نمی دهند چرا که
بنیان اینان بر راستی و درستکاری نیست. عده ای به نام هویت طلبی و ملیتچی بودن
دم از زبان مادری و .... می زنند و سد البته این سخنان زیبا نمایشی است برای فریب
و گرایانیدن دسته ای به سوی خود برای انجام آرزوهای بیگانه پرستانه ایشان. برای من
آذری بسیار شگرف است که تا چه اندازه کسانی می تواند گفتارشان با کردارشان دوگانه
و رودررو باشد و متضاد. این افراد در نوع افراطی خود پان ترکیست و در
نوع کم جرعت خود ملیتچی و هویت طلب و ... نامیده می شوند فارغ از نام های رنگارنگ
ایشان چند نکته توجه مرا به این افراد جلب می کند. نخست آنکه این افراد
خودبیگانگانی هستند نیازمند راهنمایی اگر بر این باور نیستید از خودشان بپرسید آیا
هویت طلب نیستند؟! من که تا پیش از آشنایی با این دسته بر این اندیشه نبودم که ما
آذری ها بی هویت هستیم و در طلب هویت چه رسد که فرقه ای خود را هویت طلب بنامد که
سد البته روی دیگر این واژه از خودبیگانه در جستجو هویت گم شده اش می باشد که حال
به هر یافته کسی که تاکنون خود را نشناخته و چموشانه در پی یافتن هویتی نو و
چسباندن خود به تبار مهاجمانی است که تاریخ میهن ما ایران و بوم آذربایجان را
بارها به خون ایرانیان و آذربایجانی ها آغشته کرده اند ، تا چه اندازه می توان
اعتماد کرد جای بسی ژرف اندیشی است. این افراد خود را در حال مبارزه با پان
فارسیزم و شونیزم فارس و ... اینگونه توهم ها می دانند حال آنکه اگر کمی در رفتار
و اندیشه این دسته بیاندیشیم در می یابیم که نخست اینان انسانهایی بسیار احساسی و
احساس پرستی هستند که خرد را به گوشه ای نهاده و چنگیزوار به نابودسازی فرهنگ و
آشتی و صلح برای دامن زدن به نفاق و ساختن کینه در دلها کمر بسته اند.چرا که نه
درباره تاریخ آذربایجان می توانند خردمندانه و بدون تعصب ورزی و ترک پنداری سخنی
بگویند و از آنجا که هرگز دلایلی برای گفتار خود ندارند همیشه کمر به ساختن داستان
های بی پایه می زنند و هر آینه نمی توانند خود را اثبات کنند در تلاش برای ویران
سازی دیگران هستند. نمونه آن افسانه ترک بودن سومریان و
ناتوانی از باور مهاجر بودن ترکان زرد پوست می باشد که در این باب بسیار سخن ها
رفته و ادامه آن در حوصله این نبشتار نمی گنجد. ریشه شناسی ها و زبان شناسی های بی در
و پیکر و خنده آوری که روز به روز هم لجام گسیخته تر می شود. مصادره واژگان زبانهای دیگر و مصادره
تاریخ و نخبگان اقوام دیگر و چسبانیدن آن بی پروا به خود و... پروژه توهین و چرندگویی درباره بزرگان
تاریخ جهان چون کوروش بزرگ که نگر بیشینه تاریخ دانان برجسته و دانشمندان درباره
آن و نیکی وی آشکار است.پروژه توهین به فردوسی بزرگ این دانشمند سخن پرور و کتاب
شاهنامه و البته برافراشتن نمونه های مثلا موفق خود مانند چنگیز خان خونخوار و دده
قورقود (که البته هرچند شاید یک در هزار فردوسی هم نشود ولی به دلیل سخنوری و تلاش
برای ساختن و نه ویرانی به وی احترام می گذارم). از همه این ها بگذریم با تمام تلاشی که
اینان برای نفی ایرانی بودن می کند وی خود در ناخودآگاه خویش به این موضوع معترفند
که ایرانیند و زبان دیوانی و مطلوب آنان برای نبشتار پارسی این گوهر دردانه ای است
که حاصل تلاش ادیبان و خردمندان اقوام گوناگون ایرانی است و حتی چه بسیار بودند
ترکان مهاجمی که پس از برخورد با حقیقت به ترویج و گسترش آن کمک نموده اند چه رسد
به آذری ها و آذربایجانی که چامه سرایانی چون نظامی گنجوی و مس تبریزی و خاقانی
شروانی و .... و پروین اعتصامی و شهریار شهر سخن را به این زبان مشترک هدیه داده
است و فرهنگ بومی خود را چون چشمه ای به کمک این زبان زنده نگاه داشته و در رگهای
ایران بزرگ جاری ساخته است،آن اینکه اگر اینان به زبان پارسی و کارایی آن اعتقادی
ندارند و آن را زبان همبستگی ایرانیان نمی دانند چرا برای جلب مخاطب و گفتن سخن
خود به همان زبان مطلوب خود بسنده نمی کند؟! تا اگر خوانندگان به راستی به آن زبان
هستند و علاقمند به آن به زبان بومی خود که به نگر اینان بسیار تواناست از آن بهرمند شود؟! این که مردم این زبان را بلد
نیستند نیز بهانه ای است برای فرافکنی چرا که کسی اگر به راستی خواهان چیزی و
دریافت علمی باشد بدان می رسد چه رسد که پایه های آن از کودکی در ذهن اوست و نیازی
به آموختن الفبا نیز نیست چرا که همه آن را می دانند و کمی خواستن برای خواند کافی
است.حال اگر نویسنده خود نیز از نبشتار ناتوان است نخست خود را چاره ای یابد پس از
آن باقی را به پرتگاه فراخواند که هیچکس در پس کافر نماز نمی خواند. پس اگر این پان ترکان و هویت طلبان و
... به راستی به زبان بومی و مادری ارزش می دهند و علاقمند به جداشدن از همه کس
هستند و خود را تافته ای جدابافته می دانند روزه پارسی گویی گیرند و تنها به زبان
توانی خود بسنده کنند تا به تلاش اینان جان بگیرد و ارزش های خود را به خواننده
بیشتر نفروشند. دوم اینکه اگر اینان به راستی خود را
ایرانی نمی دانند و به ایرانیان به چشم بیگانه می نگرند بجای استفاده از سیستم های
بلاگ پارسی و باشندگی در بلاگ های ایرانی به سرویس های هم زبان خود نقل مکان کنند
و در آن حیطه به زبان هم زبانان سخنوری کنند. اگر به گفته ایشان ایرانیان جعل تاریخ
و هویت می کنند ما را به جهل خویش رها کنند (البته ما آذری ها را هم همراه بقیه
ایرانیان رها کنند ) و به زبان خود و تنها به زبان خود به ترویج نگرش خود در خارج
از جوامع جغرافیای ایران و ایرانیان بپردازند. اگر شما خود را ایرانی نمی دانید به
راستی چرا در تلاشید ما بین ایرانیان به باشندگی خود ادامه دهید بروید و مثلا در
سایت های ترکیه و جزایر کریمه و مغولستان به گفتگو بپردازید، شاید بر این اندیشه
اید که آنان شما را نخواهند پذیرفت؟!!! این دسته علاوه بر این که به نام
مبارزه با شونیزم و پان فارسیزم (که البته از نگر من آذربایجانی جز وسیله ای برای
انگیختن احساس افراد نا آگاه نیست و حقیقت ندارد) خود در کردار پان ترکیزم و
شونیزم ترک و فاشیزم ترک را تبلیغ می کنند (و البته توجه کنید که همه این ها
وابسته به ترک است نه آذری و آذربایجان حال این چگونه ناسیونالیزمی است خدا می
داند و بسیار کودکانه است که در گفتارهای سیاسی و اجتماعی مانند سخن عوام ترک و
آذری و شخصیت تاریخی و حقوقی این دو را با هم قاطی کنیم.) بی توجه به این که بد بد
است و بد او بد و بد من خوب خنده دار بماند که بر خلاف افسانه شونیزم در ایران و
واژه پان ترک ساخته پان فارس ، شونیزم در ترکستان و ر نهاد اینان غوغا می کند و
پان ترکیزم سیاستی تاریخی و مورد پشتیبانی از سوی بیگانگان است. این دسته به نام حمایت از زبان بومی
حتی زحمت نوشتن به زبان بومی را به خود نمی دهند و تنها برای کسب مخاطب (در باطن
برای جلب توجه و پر کردن خلا هویتی و شخصیتی و حس بودن) زبان ارزشمند خود را که
تواناست به زبانی ناتوان (البته از دیدگاه خودشان و بر مبنا جستارهای من در آوردی
و منسوب به دیگران ) می فروشند و حتی حاضر به تلاش برای استفاده کامل از آن
نیستند. این گفتار ادامه دارد .....
|