تبليغاتX
سزمین آتش و آتش بانان نوین
 
 
 
   
 
  بی شک هر  کسی گوشه ای  از راستی و  حقیقت را می  بیند و هیچ  کس جز پلیدان  دل بسته بیگانه نمی خواهد  به دیگری آسیب  بزند و تنها  بدنبال  بهتر بودن است  ولی به چه  بهایی ؟ از  گفت دور نشویم،  باری  آرمان شهر بسیاری  کشورهایی  چو آلمان است، سالهاست می خواهیم  ولی نمی توانیم  ناچار  برای توجیه واپس  ماندگی  یکی ریشه را  در حمله عرب  می بیند دیگری  در ددمنشی مغول،  آن یکی انگلیس  پدر سوخته را  پیش می کشد  این یکی روس  های بی جدان  را، گروهی از  همه  دیوانه تر همه  چیز را می  خواهند بر سر  شریک  تقدیرشان خراب کنند،  همکاری که با هم گذشته  را تباه کرده  اند و آینده  را تاریک، بی  پروا از اشتباه  خود می گذرند  و راه پاکیزگی  از لوث خرابی  بار آمده راه  را در متهم  کردن هم میهن  غیر هم قوم  خود می بینند. در این راه  با فراموش کردن  گره  خوردگی گذشته و  اکنون و آینده  همه ما به  هم چو زنگی  مست تیغ را  در میانه خانه  می کشند و  بدنبال ترک زبان و  پارسی زبان و  کرد تبارانند به  راستی  کوته بین و  بی مغزند.اگر امروز  پس مانده ایم  همه باهم بوده  ایم و سهم  همه برابر است.نمی گویم  حمله عرب ویرانه  نساخت و مغول  کشتار به راه  نیانداخت  یا انگلیس فلان  فریب را نداد،  بلکه می گویم  از همه آنها  که  بگذریم، هیچ یک  به ما نگفت  تنبل و تن پرور  و ز زیر  کار در رو  باش. جامعه ای که  بدنبال تن آسایی  و آقایی و  پشت میز نشینی  با در آمد  کلان و کار  ناچیز است پایانی  به از این  ندارد.اکنون  چگونه خود را  با آلمان یا  ژاپنی  بسنجیم که آمار  کار  روزانه آنها سر به آسمان می زند  و با فرانسه  و انگلیسی هم  آوردی  کنیم که میانگین  میزان  مطالعه روزانه شان  چندین  برابر ماست؟!!!!!

خوب البته ما خود را با آنها می سنجیم،با  سودای  گذشته پرشکوهمان و  غافل از اکنون  بی رمقمان. پس  از آنکه به  دلیل تن آسایی  و نادانی و  بی خردی و  بی سوادی (البته  منطور  دانش راستین و  کاربردی است نه  مدارک  تزئینی که هیچ  نمودی  ندارد) سرخورده می  شویم ، یکی  راه  خودکشی به سبک  پان گرگی یا  پژاکی و ... را به مردم آسیب دیده از  خود و بی  خود تجویز می  کند، یکی به  جان دین می  افتد و دین  ستیزی می آموزد  دیگری بر افسانه  های  باستانی سنگ می  شود و.... با کمی بهتر دیدن  همه اینها به  سود دشمن است.

در مثل های  آذری می گویند:" مرد  اوزونن گورر نامرد  اوزگدن" به آرش "مرد  کمبود را از  خویشتن می داند  و نامرد و  سست نهاد آن  را کاستی را  از سر ستم  دیگری"، نمودش  هم برای دسته  دوم همین دشمن  تراشی و هم  میهن  ستیزی هاست.

نمی  دانم اگر سخن  به گزاف گفتم  مرا  ببخشید که زمانتان  را  هرزدادم و اگر  راستی آن را  پذیرایید  بجای دشمنی با  هم و تلاش  برای  نابودی آنچه نیز  مانده بر اندیشه ساختن باشید.نخست از  خود  بیاغازید و باور  کنید با یک  گل اگر بهار نشود ولی  می توان به  آمدن بهار امیدوار  بود

 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار آتش بان
 
 
   
 
 

نام خداوند دانایی  که از روشنای  دانش او همه  گیتی روشن شد

خداوند ریشه  های  نادانی و دروغ  و بیگانه پرستی  را در دل  ایرانی  تباران انیرانی پرست  بسوزاند  شاید روزی از  کینه و نفرت  و دروغ که  درهای  نابودی روانشان است رها شوند.

مدتهاست در وبلاگ ها و تارنما های هم اندیشان و دوستان و دگر اندیشان و نژادپرستان و افراط گرایان پرسه می زنم و بیننده دشمنی ها و گفتگوها و مجادلات چندباره(تکراری) آنانم و اینکه هیچ یک حتی حاضر به اندیشیدن به سخن طرف روبرو نیست و این فراتر از بحث های تاریخی است، یک گره درونی که پایه کرداری می شود به شکل سنگ شدن اندیشه و پافشاری و خردکشی.به راستی درد ما از کجا سرچشمه می گیرد؟این نبشتار شاید پاسخی باشد برای خویشتن که خواستار آنم که شما را هم با خود اگر ارزنده دانید همراه گردانم و از دیدگاههای شما آگاه شوم.به راستی ریشه درد ما چیست؟!

درد ما نه زبان است، نه ترکی سخن  گفتن نه پارسی  گفتن نه کردی  و...

 درد ما دردی است  که از خود  ما سرچشمه می  گیرد و با  فرافکنی  نیز به جایی  نمی رسیم ،  چه ترک تبار  باشیم چه آریایی  نژاد تا با  سختی همه گیر  سرزمینمان  به مبارزه بر  نخیزیم  تمام این لوکس  گرایی های زبان  مادری و مانند آن و فرافکنی  ها به پشیزی  نمی ارزد.روی سخن  با همه است  نه  منسوبان به اندیشه ای  ویژه ، ما  مردمانی  بزرگ بودیم،ولی امروز  به هر تباری  باشیم جز تک شعله هایی  هیچ  نیستیم زیرا به  دلیل  پایین بودن سطح  مطالعه و ناتوانی  پیشه چاپ و  پخش  نسک (کتاب) و  فراورده های فرهنگی  ،نسبت به بسیاری  از دوده های  اروپایی و امریکایی  بسیار  واپس مانده ایم  و بی شک  در جامعه ای  که رگه های  بی دانشی و  بی خردی رگه  هایی کلفت زده  است ، بسیاری  به امید آب  به دنبال سراب، به درون مانداب هزره بیگانه  ای که با  دانش کمر به  نابودی  دین و فرهنگ و  ملیت مردمان ایران  از هر تبار  بسته  است،فرو خواهند افتاد  و  مذبوحانه دست و پا خواهند زد  و با اندیشه  پیشرفت  دست به خود  سوزی و خانه  سوزی  خواهند زد.

آرمان شهر بسیاری  از روشن فکران  ایران گرا و  غیر ایران گرا  بی شک سرزمین  های آبادی چون  آلمان و ژاپن  و ... است.یکی زور  می زند با  یادآوری  گذشته پر شکوه  ایران  بزرگ بلکه تکانی  به این زخمی  کهن بدهد و  آن دیگری با  کژ اندیشه جدایی  برابر  آزادی و پیشرفت  رو به سوی  آغوش پلید دشمن  گذاشته و احمقانه  می خواهد جامعه کهن را به  سراشیب  نیستی رهنما شود.کودکانه می  خواهد  پیوندی هزاران ساله را تباه کرده و یادواره  هزاران  جان داده در  راه میهن را  به لجن بیالاید.نژاد پرستی  که دم از  مردم  سالاری می زند  و خود تیشه  به ریشه همان مردم. دسته نخست بر دسته دوم برتری بسیار  دارد چرا که  نخستین  گروه با وجود کاستی  هایی که دارد  توان را در  همبستگی  می جوید و  دومی راه گسستن  و وابستگی را  می پیماید.

ادامه دارد
 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار آتش بان
 
 
   
 
 
 

توجه : روی سخن این نبشتار با هیچ ترک زبان یا ایرانی آذربایجانی نیست که من نیز از ایشانم و تنها نقدی است کودکانه و دلسوزانه بر اندیشه ای وارداتی که در تلاش است با یدک کشیدن عناصر فرهنگی و نام ما آذری ها به سود بیگانه کار کند و در این راستا از احساسات پاک عده ای علاقمند به فرهنگ بومی آذربایجان نهایت سو استفاده را می کند.در هر حال اگر سخنی به گزافه راندم به بزرگی خود ببخشید و با نگرش خود در راه بهینه شدن یاری کنید.

 

 

 

بنام خداوند مهربان که جز مهر و راستی آدمیان را نفرمود و بجز ازسر زیبایی و نیکی چیز نیافرید و دانایی بی مانندش جهان را روشن ساخت و توانایی یکتایش هستی را هست کرد.

 

 

 

سالیان دراز است که دسته ای با داعیه مردم گرایی و پشتیبانی از خلق و فرهنگ بوم خود در راستای نابودی خانه همه ما و میهن مادر ایران گام بر می دارند، روزی بر بنیاد سود شوروی و کمونیست ها دست به خانه سوزی می زنند و روزی دگر به سود اسرائیل و امریکا و کشور نقاب واره آنان ترکیه و در این راستا از هیچ دروغ و فریبکاری ترسی به خود راه نمی دهند چرا که بنیان اینان بر راستی و درستکاری نیست.

 

 

 

عده ای به نام هویت طلبی و ملیتچی بودن دم از زبان مادری و .... می زنند و سد البته این سخنان زیبا نمایشی است برای فریب و گرایانیدن دسته ای به سوی خود برای انجام آرزوهای بیگانه پرستانه ایشان. برای من آذری بسیار شگرف است که تا چه اندازه کسانی می تواند گفتارشان با کردارشان دوگانه و رودررو باشد و متضاد.

 

 این افراد در نوع افراطی خود پان ترکیست و در نوع کم جرعت خود ملیتچی و هویت طلب و ... نامیده می شوند فارغ از نام های رنگارنگ ایشان چند نکته توجه مرا به این افراد جلب می کند. نخست آنکه این افراد خودبیگانگانی هستند نیازمند راهنمایی اگر بر این باور نیستید از خودشان بپرسید آیا هویت طلب نیستند؟! من که تا پیش از آشنایی با این دسته بر این اندیشه نبودم که ما آذری ها بی هویت هستیم و در طلب هویت چه رسد که فرقه ای خود را هویت طلب بنامد که سد البته روی دیگر این واژه از خودبیگانه در جستجو هویت گم شده اش می باشد که حال به هر یافته کسی که تاکنون خود را نشناخته و چموشانه در پی یافتن هویتی نو و چسباندن خود به تبار مهاجمانی است که تاریخ میهن ما ایران و بوم آذربایجان را بارها به خون ایرانیان و آذربایجانی ها آغشته کرده اند ، تا چه اندازه می توان اعتماد کرد جای بسی ژرف اندیشی است.

 

این افراد خود را در حال مبارزه با پان فارسیزم و شونیزم فارس و ... اینگونه توهم ها می دانند حال آنکه اگر کمی در رفتار و اندیشه این دسته بیاندیشیم در می یابیم که نخست اینان انسانهایی بسیار احساسی و احساس پرستی هستند که خرد را به گوشه ای نهاده و چنگیزوار به نابودسازی فرهنگ و آشتی و صلح برای دامن زدن به نفاق و ساختن کینه در دلها کمر بسته اند.چرا که نه درباره تاریخ آذربایجان می توانند خردمندانه و بدون تعصب ورزی و ترک پنداری سخنی بگویند و از آنجا که هرگز دلایلی برای گفتار خود ندارند همیشه کمر به ساختن داستان های بی پایه می زنند و هر آینه نمی توانند خود را اثبات کنند در تلاش برای ویران سازی دیگران هستند.

 

نمونه آن افسانه ترک بودن سومریان و ناتوانی از باور مهاجر بودن ترکان زرد پوست می باشد که در این باب بسیار سخن ها رفته و ادامه آن در حوصله این نبشتار نمی گنجد.

 

ریشه شناسی ها و زبان شناسی های بی در و پیکر و خنده آوری که روز به روز هم لجام گسیخته تر می شود.

 

مصادره واژگان زبانهای دیگر و مصادره تاریخ و نخبگان اقوام دیگر و چسبانیدن آن بی پروا به خود و...

 

پروژه توهین و چرندگویی درباره بزرگان تاریخ جهان چون کوروش بزرگ که نگر بیشینه تاریخ دانان برجسته و دانشمندان درباره آن و نیکی وی آشکار است.پروژه توهین به فردوسی بزرگ این دانشمند سخن پرور و کتاب شاهنامه و البته برافراشتن نمونه های مثلا موفق خود مانند چنگیز خان خونخوار و دده قورقود (که البته هرچند شاید یک در هزار فردوسی هم نشود ولی به دلیل سخنوری و تلاش برای ساختن و نه ویرانی به وی احترام می گذارم).

 

 

 

از همه این ها بگذریم با تمام تلاشی که اینان برای نفی ایرانی بودن می کند وی خود در ناخودآگاه خویش به این موضوع معترفند که ایرانیند و زبان دیوانی و مطلوب آنان برای نبشتار پارسی این گوهر دردانه ای است که حاصل تلاش ادیبان و خردمندان اقوام گوناگون ایرانی است و حتی چه بسیار بودند ترکان مهاجمی که پس از برخورد با حقیقت به ترویج و گسترش آن کمک نموده اند چه رسد به آذری ها و آذربایجانی که چامه سرایانی چون نظامی گنجوی و مس تبریزی و خاقانی شروانی و .... و پروین اعتصامی و شهریار شهر سخن را به این زبان مشترک هدیه داده است و فرهنگ بومی خود را چون چشمه ای به کمک این زبان زنده نگاه داشته و در رگهای ایران بزرگ جاری ساخته است،آن اینکه اگر اینان به زبان پارسی و کارایی آن اعتقادی ندارند و آن را زبان همبستگی ایرانیان نمی دانند چرا برای جلب مخاطب و گفتن سخن خود به همان زبان مطلوب خود بسنده نمی کند؟! تا اگر خوانندگان به راستی به آن زبان هستند و علاقمند به آن به زبان بومی خود که به نگر اینان بسیار تواناست از آن بهرمند شود؟! این که مردم این زبان را بلد نیستند نیز بهانه ای است برای فرافکنی چرا که کسی اگر به راستی خواهان چیزی و دریافت علمی باشد بدان می رسد چه رسد که پایه های آن از کودکی در ذهن اوست و نیازی به آموختن الفبا نیز نیست چرا که همه آن را می دانند و کمی خواستن برای خواند کافی است.حال اگر نویسنده خود نیز از نبشتار ناتوان است نخست خود را چاره ای یابد پس از آن باقی را به پرتگاه فراخواند که هیچکس در پس کافر نماز نمی خواند.

 

پس اگر این پان ترکان و هویت طلبان و ... به راستی به زبان بومی و مادری ارزش می دهند و علاقمند به جداشدن از همه کس هستند و خود را تافته ای جدابافته می دانند روزه پارسی گویی گیرند و تنها به زبان توانی خود بسنده کنند تا به تلاش اینان جان بگیرد و ارزش های خود را به خواننده بیشتر نفروشند.

 

دوم اینکه اگر اینان به راستی خود را ایرانی نمی دانند و به ایرانیان به چشم بیگانه می نگرند بجای استفاده از سیستم های بلاگ پارسی و باشندگی در بلاگ های ایرانی به سرویس های هم زبان خود نقل مکان کنند و در آن حیطه به زبان هم زبانان سخنوری کنند.

 

اگر به گفته ایشان ایرانیان جعل تاریخ و هویت می کنند ما را به جهل خویش رها کنند (البته ما آذری ها را هم همراه بقیه ایرانیان رها کنند ) و به زبان خود و تنها به زبان خود به ترویج نگرش خود در خارج از جوامع جغرافیای ایران و ایرانیان بپردازند.

 

اگر شما خود را ایرانی نمی دانید به راستی چرا در تلاشید ما بین ایرانیان به باشندگی خود ادامه دهید بروید و مثلا در سایت های ترکیه و جزایر کریمه و مغولستان به گفتگو بپردازید، شاید بر این اندیشه اید که آنان شما را نخواهند پذیرفت؟!!!

 

 

 

این دسته علاوه بر این که به نام مبارزه با شونیزم و پان فارسیزم (که البته از نگر من آذربایجانی جز وسیله ای برای انگیختن احساس افراد نا آگاه نیست و حقیقت ندارد) خود در کردار پان ترکیزم و شونیزم ترک و فاشیزم ترک را تبلیغ می کنند (و البته توجه کنید که همه این ها وابسته به ترک است نه آذری و آذربایجان حال این چگونه ناسیونالیزمی است خدا می داند و بسیار کودکانه است که در گفتارهای سیاسی و اجتماعی مانند سخن عوام ترک و آذری و شخصیت تاریخی و حقوقی این دو را با هم قاطی کنیم.) بی توجه به این که بد بد است و بد او بد و بد من خوب خنده دار بماند که بر خلاف افسانه شونیزم در ایران و واژه پان ترک ساخته پان فارس ، شونیزم در ترکستان و ر نهاد اینان غوغا می کند و پان ترکیزم سیاستی تاریخی و مورد پشتیبانی از سوی بیگانگان است.

 

این دسته به نام حمایت از زبان بومی حتی زحمت نوشتن به زبان بومی را به خود نمی دهند و تنها برای کسب مخاطب (در باطن برای جلب توجه و پر کردن خلا هویتی و شخصیتی و حس بودن) زبان ارزشمند خود را که تواناست به زبانی ناتوان (البته از دیدگاه خودشان و بر مبنا جستارهای من در آوردی و منسوب به دیگران ) می فروشند و حتی حاضر به تلاش برای استفاده کامل از آن نیستند.

 

 

 

این گفتار ادامه دارد .....

 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار آتش بان
 
 
   
 
 

ميدان فردوسي در رم

 

جام جم آنلاين: در شهر رم پايتخت ايتاليا، ميداني به نام شاعر پرآوزه ايران حکيم ابوالقاسم فردوسي نام گذاري شده است.


به گزارش واحد مرکزي خبر ،ميدان فردوسي در يکي از مناطق سرسبز شهر رم واقع شده است که هم گردشگاه اهالي اين شهر و هم محل تردد گردشگران خارجي است.

 

يکي از اهالي رم در حاليکه به نظاره مجسمه شاعر حماسه سراي ايران ايستاده بود به خبرنگار واحد مرکزي خبر در رم گفت : ما افتخار مي کنيم که در شهرمان، ميداني به نام اين شاعر بزرگ پارسي زبان، نام گذاري شده است.

 

يک گردشگر ايراني هم که با خانواده اش از بلژيک به ايتاليا سفر کرده است ، در ميدان فردوسي به خبرنگار واحد مرکزي خبر گفت : ما نخستين ديدار خود را در پايتخت ايتاليا از ميدان فردوسي رم و ديدار با مجسمه حکيم سخنور ايران آغاز کرديم.

 

اما پيوند هاي فرهنگي بين دو ملت ايتاليا و ايران فقط به ميدان فردوسي ختم نمي شود و در شهر رم مصاديق عيني ديگري هم از علاقه و توجه ايتاليايي ها به کشورمان را مي توان يافت 

 

به طوري که خياباني با نام تهران در يکي از بهترين و سرسبزترين محله هاي شهر رم در مجاورت اقامتگاه سفير ايران در ايتاليا خود نمايي مي کند.

 

from <http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100947107863>

 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار آتش بان
 
 
   
 
  تجزیه طلبان با نامهای رنگی دو دسته اند یا کوری متعصبشان کرده یا تعصب کورشان کرده. این موجودات به نام داد برای بیداد می جنگند و به این خوشند که فلان بیگانه را دلشاد کردیم خاکمان را فروختیم و او ما را آفرین گفت. البته گروهی از این ها دلسادگانی نادانند که فریب روباه چهرگانی را خورده اند و  می پندارند که در راه خوشبختی خود و دیگرانند غافل از آنکه ایشان خود نماد بدبختی و سوختن خانه اند ، کسانی که مادر کشند و به دنبال دایه اند .
بی شک زوزه کشی اندکی در راستای ناسزا گویی به تاریخ پر افتخار ایران و کوروش بزرگ و فردوسی گران مایه و ... نه از روی راستی یابی ک از روی کینه و فریبی است که نمی خواهند دستان تهی از فرهنگ ایشان نمایان شود، به گفته ای " دست پیش می گیرند که پس نیافتند" البته از کسی که مدعی است چنگیز خان آدمکش و قصاب تاریخ تیمور نماد سربلندی اوست از این بهتر نمی شود حال خرده گیری این کم مردمان بر مردی چو کوروش بزرگ خنده دار نیست؟! متاسفانه بسیاری از ایران دوستان نیز به اشتباه در دام این پلیدان می افتند و در تلاشند که خلاف گفتار این زوزه کشان را نمایان سازند حال آن که آنچیز که عیان است چه حاجت به بیان است؟!
بهتر است بجای برخورد واکنشی به رویکردی کنش مدار روی آوریم و با نمایان کردن تیمورها و چنگیز ها و فرهنگ سوزی های و مردم فریبی اینان بجای پاتک به تک روی آوریم.
بهتر است بجای اینکه در پاسخ به بهانه های بنی اسرائیلی اینان خود را بفرساییم از آرمانشهر اینان بپرسیم و از آینده ای که برای ما آذری ها متصور هستند. از تاریخ راستین ترکان و تاریخ راستین آذریها بپرسیم بجای اینکه اجازه دهیم تاریخ ساختگی خود را برایمان بازگو کنند.
بپرسیم چرا ترکان چشم تنگ و زرد پوست را به آذریهای سپید پوست و درشت چشم پیوند می زنند ؟ چرا اینقدر خود کم بینانه بجای بازگویی تاریخ پر افتخار ترکان مهاجم و مهاجر و بیابانگردانی که هزاران آذری را به خاک و خون کشیدند در تلاشند دشمنان مهاجر را به مردمان متمدن آذربایجان پیوند زنند و یا چرا برای کسب ابرویی تاریخی سومریان را بی دلیل قربانی کرده به ترکان پیوند می دهند؟! اگر ترکند؟! اگر به خود می بالند چرا اینقدر احساس کوچکی می کنند که دست به تاریخ سازی و تحریف تاریخ می زنند؟ آمار می سازند؟ دروغ می نویسند؟ جسارات ایستادن پشت حقیقت را ندارند، افسوس من آذری و از تباری آریایی ایرانی هستم سپید پوست و درشت چشمم و فرزند ایرانم ، کاش من هم ترک نژاد و زرد و تنگ چشم و کوسه بودم تا به آنها می آموختم که بزرگی هر مردمی به میزان حقیقت آنان است و هیچ فریبکاری تا ابد با دروغ نتوانسته کسب آبرو نماید اگر ترکید با هویت ترک ایرانی خود و هاجر بودنتان کنار بیایید یا اگر ایرانی و آذری هستید با حقیقت آریایی ایرانی و سخنور زبانی اورالی آشتی کنید. دنیا را با تنگ بینی و تنگ نگری خود برای خود و برای ما مردمان آذربایجان ، پوران ایران بزرگ تنگ نکنید و از تلاش برای راه اندازی نفاق میان برادران خونی و ملی بپرهیزید.
 
 
 |    نوشته شده توسط یاشار آتش بان
 
 

pctfx3.1

Desert Fix Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates كارگاه طراحي وب مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog Porteghal Web Hosting

میزبانی میزبان هاست دامین هاستینگ دامنه دومین